الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
381
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
خدا در واقعيت زندگى مىخواسته و بخاطر اين اهداف پرارج بوده كه آن حضرت عليه السّلام بر خلافت حريص بوده و اين مطلب را با اين گفتهء خود بيان كرده است : « خداوندا ! تو مىدانى كه آنچه از ما بوده رقابتى بر سر قدرت نبوده و نه درخواست چيزى از تهماندهء مال و منال ، بلكه براى اين بوده كه نشانههاى دينت را بازداريم و حدود فروگذاشته شدهات به پاى داشته شود و بندگان مظلومت ايمنى يابند » . ( 1 ) آن حضرت عليه السّلام در سخنى با ابن عباس در ذى قار از ميزان بىاعتناييش به قدرت و ناچيز دانستن حكومت ، سخن گفته است ، آنجا كه آن حضرت عليه السّلام نعلين خود را با دست خويش وصله مىزد ، پس روى به ابن عباس كرد و فرمود : « اى ابن عباس ! اين نعلين چه قيمتى دارد ؟ » . ( 2 ) ابن عباس گفت : اى امير المؤمنين ! قيمتى ندارد . حضرت فرمود : « آن از اين خلافت شما بهتر است ، مگر اينكه حقى را به پاى دارم و باطلى را دور سازم » . ( 3 ) آن حضرت براى اين بر خلافت حريص بود ، تا ارزشهاى و الا را به پاى دارد و عدالت اجتماعى و گسترش آگاهى اجتماعى و رونق بخشيدن به زندگى عمومى را باعث شود . ( 4 ) 3 - در روايت سوم آمده است كه عمر ، اعضاى شورا را فرا خواند و هنگامى كه نزد وى حاضر شدند به آنها گفت : « آيا همهء شما به خلافت بعد از من طمع كردهايد ؟ » آنان از سخن ، بازماندند . و او بار ديگر سخنش را تكرار كرد ، پس زبير روى به دو كرده به وى پاسخ داد : و چه چيزى ما را از آن دور مىسازد ؟ تو آن را بر عهده گرفتى و به آن عمل كردى و ما در قريش از تو كمتر نيستيم و نه در سابقه